آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

زیباترین هدیه آسمانی آراد

وقتی هنوز تو فکر اومدنت بودم

1392/5/19 22:44
نویسنده : مامان الی
167 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دل مامان و بابا 

وقتی منو بابا تصمیم گرفتیم که تو بیای برنامه هام رو توی دفتر یادداشت نوشتم و 

شروع کردم به انجام دادنشون مثلا رفتم دندون پزشکی دندونمو پرش کردم آخه تو دوران

بارداری نمیشد هر دارویی رو بخوری رفتم و آزمایشهای قبل بارداری رو دادم آخه مامانت

بعد8 سال اونم وقتی مطمئن شد نمیخاد دیگه کار کنه و میتونه واسه فرزندش وقت بذاره

تصمیم گرفت که تو بیای هنوز تو نیومده بودی و مامانت داشت برات عروسک میخرید.

خاله هاتم که فکر کرده بودن خبری شده رفته بودن و ما رو خجالت داده بودن برات کلی

وسیله خریده بودن مامان جون من که میخواستم به قول خودم هیکلم با بارداری  به  هم

نریزه و کمی وزن کم کنم تا بعد چاقتر نشم  با  یکی از دوستام رفتم  و  کلاس خصوصی 

ایروبیک و بدنسازی ثبت نام کردم و دو هفته ازورزشهای طاقت فرسای مامان نگذشته بود

که مامان حس کرد که  تو  اومدی و  با خرید بیبی چک در کمال ناباوری  شکش به  یقین 

تبدیل شد اما هنوزم بابا و مامان باورشون نمیشد دو روز بعد مامان با خاله نسترن رفت و

آزمایش خون داد و مطمئن شد که تو اومدی البته بابا با مامان پری شون بود و خاله نسترن

تلفن زد  و  این خبر خوب رو به بابا داد و اونم بلافاصله اومد پیش ما و حالا اون موقع من به

این فکر میکردم که حالا چیکار کنم تو اومدی و من هنوز لاغر نکردم

(حیف اون پولا که مربی گرفت) .تعجبنیشخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)